احمد مجد الاسلام كرمانى
230
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
ظاهر اصلاح و تصويه جمع و خرج بود اما در واقع بر اغتشاش ماليه افزود . عين الدوله اول خيال داشت نقشه صحيحى براى ماليه ايران ترسيم نمايد و نظام السلطنه را كه در امر ماليه و محاسبات ايران كمال مهارت را داشت معلم خود قرار داد ولى به زودى ملتفت شد كه اصلاح امور ماليه ايران مستلزم يك فتنه عظيمى در تمام بلدان خواهد شد و خود عين الدوله هرگز از شورش و بلوى وحشت نداشت و انصافا آدمى صاحب عزم و مردى جدى و راسخ العقيده بود اما در مقابل خود ميديد پادشاهى ضعيف النفس و متلون المزاج را كه طاقت تحمل بر هيچ حادثه نداشت ، لهذا از خيال اوليه خود منصرف شد و در مقام اصلاح موقتى بوده نه اساسى و شايد در اوايل امر خيال اجراى قوانين هم داشته و قوانين عثمانى را هم بدبير الملك سپرده كه ترجمه نمايد و او هم بنده را معاون خودش قرار داد كه آنها را تطبيق با قواعد شرعيه كنم ولى اين خيالات طولى نكشيد كه مبدل شد بخيالات ديگر يعنى حفظ مقام خود اولا استرضاى مقام شاه ثانيا جمع كردن مال ثالثا در اين سه مقصد بسيار خوب ميجنبيد و اگر امساك فوق العاده نداشت از آنچه ميگرفت قدرى هم بمردم ميداد ، باز ممكن بود كه سالها در مسند صدارت باقى باشد ولى عين الدوله ميخواست بر خلاف قواعد قديمه معموله مملكت از همه كس بگيرد و بهيچكس ندهد و اين وضع انفصال او را در سال اول خبر ميداد نهايت آنكه بخب با او مساعدت كرد و دو سه قضيه پيش آمد كه رياست او را امتداد داد اول عنوان تشكيل صندوق كه بدستورالعمل « مسيو نوز » كه آن تاريخ وزير گمرك و پست بود براى گرفتن ماليات و اداى حقوق ارباب حقوق اداره باسم اداره « صندوق » در تمام ايران داير شد و مقرر گرديد حكام ولايات ماليات ابو ابجمعى خود را تسليم صندوق نمايند و در ظرف سال به چهار قسط بپردازند و ارباب حقوق هم قبوض خود را بعد از حاشيه مستوفى